خرید بک لینک

درباره سایت

عاشقانه های من با تو

سلام من پريسانم خانم وكيل،شاعر،ازهمه مهمتر ي عاشق به معناي واقعي من 27شهريور بدنيا اومدم و يك دختر باحالم كه عاشق شعرو جمله هاي عاشقونه اس راستي عاشق بارونم هستم پس سلام به همه عاشقاي باروني مثل خودم، باران كه ميبارد تمام كوچه هاي شهر پر از فرياد من است كه ميگويم:من تنها نيستم،تنها منتظرم....... parisanazizi@ymail.com

امکانات وب


بزرگترÙx8aÙx86 Ùx85رجع کد Ø¢Ùx87Ùx86Ú¯

RiXi.Blogfa.Com

-->-->-->
Untitled Document -->-->-->
درÛx8cاÙx81ت کد Ø®Ùx88Ø´ Ø¢Ùx85دگÙx88Ûx8cÛx8c
-->-->-->
[hr]
روزي يك پري كه در درخت انجير خانه داشت به لستر ارزويي جادويي پيشنهاد كرد تا هرچه ميخواهد ارزو كند
لستر ارزو كرد علاوه بر اين ارزو دو ارزوي ديگر داشته باشد
وبا زيركي بجاي يك ارزو صاحب سه ارزو شد
بعد با هريك از اين سه،سه ارزوي ديگر درخواست كرد و بنابراين مالك نه ارزوي ديگر هم شد
انگاه با زرنگي تمام با هر يك از دوازده ارزو سه ارزوي تازه طلب كرد
كه ميشود چهل وشش تا
خلاصه با هر ارزوي تازه ارزوهاي بيشتري كرد
تا سرانجام مالك پنج ميليارد و هفت ميليون وهجده هزار و سي و چهار ارزو شد
انوقت ارزوهايش را كنار هم روي زمين چيد
و اواز خواند و پاي كوبيد و ....بعد نشست و باز ارزو كرد...بيشتر و بيشتر وبيشتر
و ارزوها روي هم تلنبار شد
در حالي كه مردم لبخند ميزدند ميگريستند عشق مي ورزيدند و حركت ميكردند
لستر ميان ارزوهايش كه چون كوه از دور وبرش بالا رفته بود نشسته بود
ميشمرد و ميشمرد و ميشمرد و هي پيرتر و پيرتر ميشد
تا سرانجام يكشب....وقتي به سراغش رفتند....او را ديدند كه ميان انبوهي از ارزوها مرده است
ارزوهايش را كه شمردند معلوم شد حتي يك ارزو كم و كسر ندارد
همگي تر وتازه
بياييد...بياييد...از اين ارزوها برداريد
و...به لستر بيانديشيد كه....در دنياي سيب و دوستي و زندگي تمام ارزوهايش را بخاطر ارزوي بيشتر تباه كرد
 
 
 
 
 

برچسب: نویسنده: پریسان تاريخ: جمعه 26 خرداد 1391 ساعت: 21:22

صفحه بندی